افشا كن

 

كمدين و مجری سابق تلويزيون جمهوری اسلامی

سيدمحمد حسينی به‌تازگی در گفتگو با برنامه‌ی پارازيت صدای آمريكا مدعی شده اسنادی از تقلب در انتخابات رياست‌جمهوری سال گذشته در اختيار دارد اما در زمان مناسب منتشر می‌كند. در ويدئوی‌ديگری كه خودش در يوتيوب گذاشته (و علت تاخيرش نخريدن دوربين فيلم‌برداری گفته شده!) با اداهايی تماشايی اعلام كرده اين اسناد را به‌تدريج و در عرض شش‌ماه منتشر می‌كند! به گمان من، سيد محمد حسينی شاهدی تلخ از قحط‌الرجال عالم سياست در جبهه‌ی اپوزيسيون ايران است. آن‌قدر سياست و سياست‌ورزی ايرانی بی‌در-و-پيكر و بچه‌بازی شده كه شومن ديروز تلويزيون جمهوری‌اسلامی با همان اداها و اطوارها، گفتمان سياسی امروز را متوجه خودش می‌كند و با وعده‌ی «داشتن اسراری در تاييد تقلب در انتخابات» مجال می‌يابد عقده‌هايش را به نمايش بگذارد. شرح سوابق مبارزاتی‌اش از همه جالب‌تر است: در بچگی كه شطرنج حرام بوده، شطرنج بازی می‌كرده و احمدی‌نژاد برای بوسيدن او در مجموعه‌ی ورزشی انقلاب، ده پانزده‌پله پايين آمده!! نارسيسيسم هم كه غوغا می‌كند: پنج‌ميليون لايك و شونصد كامنت و چهل‌هزار دوست فيسبوقی! البته كمی هم افشاگری می‌كند و آن اين كه می‌گويد كودتا از پنج و نيم سال پيش و زمانی آغاز شده كه به او گفته‌اند در صدا و سيما مدام به نام گرمسار (زادگاه احمدی‌نژاد) اشاره كند! اين كه می‌گويد اسناد و مداركی در تاييد تقلب در انتخابات دارد كه به تدريج در طی شش ماه منتشر می‌كند شائبه‌ی رذالتش را بيش‌تر مطرح می‌كند: آقای محترم خيلی‌ها به خاطر تلاش برای انتشار اسناد تقلب كشته شدند و به زندان افتادند. آن وقت شما اين اسناد را (به فرض وجود) ابزار خودنمايی و فيسبوق‌بازی خودت كرده‌ای؟ اگر راست می‌گويی و طرف‌دار جنبش هستی و اسناد و مداركی در اختيار داری، وظيفه‌ی اخلاقی و ميهنی و تاريخی‌ات حكم می‌كند كه همين روزها، نزديك بيست و پنج بهمن و التهابات مصر، آن‌ها را منتشر كنی وگرنه شيادی بيش نيستی.  برخی می‌گويند «سيد محمد حسينی (مجری برنامه‌های ويژه‌ی ماه رمضان) از آمريكا درخواست پناهندگی كرده و رسيدگی به پرونده‌اش همین حدودها (شش‌ماه) طول می کشد و او فرصت دارد با دزديدن مطالب از سایت‌های مختلف و انتشار آن‌ها در یک وبلاگ به اسم افشاگری، دليل و مدركی برای پرونده‌اش دست و پا كند تا کارش راه بیفتد» نمی‌خواهم باور كنم و از تو می‌پرسم كه آيا ممكن است كسی  به خاطر پناهندگی دست به خودكشی اخلاقی بزند و ناموس جنبش اعتراضی مردم ايران (يعنی تقلب در انتخابات را كه به خاطرش خون‌ها ريخته‌شد و زندان‌ها و تجاوزها و كتك‌ها و …) را بازيچه‌ی خويش كند؟ آيا كسی كه شرف و وجدان دارد منتظر صله می‌ماند يا  به وظيغه‌اش عمل می‌كند و در همين روزها جان دوباره‌ای می‌بخشد به به جنبش اعتراضی مردم؟ آيا اسم اين كار، منتشر نكردن فوری اسناد و مدارك تقلب، خيانت نيست. به همين خاطر است كه از تو خواهش می‌كنم به احترام خون ندا، اگر سندی از تقلب داری بی‌درنگ منتشر كنی.

 

Published in: on 2011/02/11 at 8:07 ق.ظ.  (13) دیدگاه  
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.